Jeudi 4 mars 2010
4
04
/03
/Mars
/2010
15:23
سال 58 ، سالگرد دکتر مصدق رو هیچوقت فراموش نمیکنم یکی از روزهایی است که خاطره اش از ذهنم پاک نمیشه به این صورت که اون سال از تمام نقاط دور و نزدیک و از
تهران جمعیت زیادی به احمد اباد آمده بودند و ما آنزمان کرج زندگی میکردیم و با یک برنامه هماهنگ با معلم هامون و تمام دوستان و همشاگردی های اون موقع به احمد ابادرفتیم جمعیت فوق العاده زیادی آمده
بودند و هم فال بود و هم تماشا برای اولین بار دکتر فروهر و دخترش رو از نزدیک دیدم با اون سبیلهای جالبش و بهش سلام کردم خیلی های دیگه بودند اون زمان هنوز پوشیدن روسری و حجاب
اجباری نبود و من هم طبق معمول موهام رو دو گیس کرده بودم هر کسی هم از راه میرسید البته دوستان یکی از گیس های منو میکشید ... خوشبختانه ما توانستیم از منزل دکتر مصدق دیدن کنیم یعنی یک مسیری رو
باز گذاشته بودند که تمام دانشجوها و دانش آموزان میتوانستند برند داخل ساختمان بشند و از طرف دیگه بیان بیرون همهمه دختر ها و پسرها و بگو بخندشون هنوز توی گوشم است و دور هم بودن های گرم و شاد و
خندانی که اون موقع داشتیم نه بگیر و ببندی بود و نه پلیس و باتوم و بعد از تمام شدن مراسم چه را پیمائی طولانی کردیم تا به خانه برسیم یادش خیر یک اتحاد و همبستگی صمیمانه بین همه دختر و
پسرهای اون موقع وجود داشت که عالی بود
Par MARIE
0
Commentaires